سيد جلال الدين آشتيانى

935

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

اكبر من الآخر « كتاب اللّه » حبل ممدود من السماء الى الارض و « عترتى » : اهل بيتى ، الا و انّهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض » . در يكى از دو حديث حاكم : « انى تارك فيكم امرين لن تضلوا ان اتبعتموهما » . در صواعق : « قد تركت فيكم الثقلين ، خليفتين ، ان أخذتم بهما لن تضلوا بعدى » . ( در حديث ترمذى از جابر و حديث احمد ، همين عبارت وجود دارد ) . كتاب ( عقد الفريد ، جلد اول ، ص 124 ، كنز الاعمال ، ج 6 ، ص 91 . مستدرك حاكم جلد 4 ، ص 480 . مستدرك ج 4 ص 450 ) . در برخى از روايات ، به اين الفاظ اين حديث آمده است : « انى تركت فيكم ما ان أخذتم به لن تضلوا » . بدون شك اين روايات از طرق عامه با الفاظ مختلف حاكى از آنكه حضرت رسول در موارد متعدد امر به تمسك به عترت كرده‌اند ، نقل شده است . آن رندى كه گفت : « حسبنا كتاب اللّه » ، اگر نظرش رد اظهار پيغمبر بوده است ، كه بايد او را در عداد كفار قريشى كه هيچ به پيغمبر ايمان نياورده‌اند قرار داد . اگر علم بصدور اخبار نداشته است ، و هنگامى كه پيغمبر اين اظهارات را مىنموده است گوش خود را پنبه مىگذاشته و يا آنكه اين احاديثى را كه تكليف قطعى امت را در امر حكومت و دين و جميع شئون مسلمين بعد از پيغمبر معلوم نموده است ،

--> رسول « ص » را كسى مىدانند كه نسبت ظاهرى و باطنى با پيغمبر داشته باشد ، يعنى هم از عترت باشد و هم بحسب علم و كمال و جهت ولايت ، نسبت تامه ، و سبب كامل بين او و پيغمبر محقق باشد . لذا عارف محقق ، قيصرى در شرح خود بر خطبهء فصوص شيخ اكبر « و صلى الله على معد الهمم من خزائن الجود و الكرم بالقيل الاقوم محمد و آله » در بيان مراد از : آل گفته است : « و آله أهله و اقاربه ، و القرابة اما أن يكون صورة فقط ، أو معنى فقط ، او صورة و معنا ، فمن صحت نسبته اليه صورة و معنى فهو الخليفة و الامام القائم مقامه » . على هم مدينهء باب علم اوست ، و هم به حكم : « انا و على من نور واحد » نسبت معنوى با آن حضرت دارد ، و هم داماد و ابن عم اوست . و همچنين امامان بعد از على « ع » همه هم از سلالهء حسيه و هم نسبت معنويه با آن حضرت دارند . به همين امر ، در احاديث عترت و احاديث اهل بيت « اهل بيتى كسفينة نوح » و « اهل بيتى امان لاهل الارض » تصريح شده است . ( شرح قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى ، چاپ سنگى ، ط ، 1298 ه ق ، ص 54 ) .